مهسا بهادری: چه کسی می‌دانست ما بعد از خداحافظی به چه چیز مبتلا می‌شویم؟ شاید احمدرضا احمدی، موقع نوشتن چنین حرفی درد دوری را با گوشت و پوستش لمس کرده بود و می‌دانست رفتن، همیشه آدمی را مبتلا می‌کند، مبتلا به غصه، به اندوه و به غمی که حالا ما هم از رفتن احمدرضا احمدی تجربه می‌کنیم، رنجی که روایت‌گر این است همه چیز سر جایش است اما در واقع هیچ‌چیز سر جایش نیست.

احمدرضا احمدی در سن ۸۳ سالگی درگذشت، اما در این میان با شعرخوانی‌هایش ما را شیفته سهراب سپهری و با نوشته‌هایش ما را مجذوب ادبیات کرد.

قالب اشعار «احمدرضا احمدی» به دلیل عدم‌تقید یه سبک‌های شعری نیما و شاملو، طرفداران بسیاری پیدا کرد و چون متاثر از متن و نثر زندگی معاصر بود، در دهه‌های اخیر به یکی از جریان‌های اصلی شعری کشور تبدیل شده است.

به بهانه درگذشت این نویسنده به گفت‌وگو با آرش شفاعی، شاعر پرداختیم که در ادامه می‌خوانید.

او درباره نقش مهم در پیشرفت موج نو شعر سپید می‌گوید: «احمدرضا احمدی در موج نوی شعر سپید در دهه چهل و پنجاه به بعد یک شخصیت محوری و مرکزی بود و نقش مهمی در ایجاد و میدان‌داری موج نو در آن دوران داشت و از این منظر بالاخره احمدرضا احمدی یک نقش تاریخی در شعر ما دارد که نمی‌توان آن را کتمان کرد، خود شعر موج نو با توجه به ویژگی‌ها و خصوصیت‌هایی که دارد و چیزی که شاعران موج نو به دنبال آن بودند یعنی گذر از جریان رو به زوال جریان اجتماعی در هنر و سمبلیسم سیاسی که در آن دوران در شعر رایج بود، جریان موج نو یک جریان معکوس بود که بیش‌تر به زبان و تصویر و کلمه ذات خود معتقد بود و خیلی اعتقادی به تعهد اجتماعی نداشت.»

شفاعی درباره تاثیری احمدی در جریان روشنفکری می‌گوید: «اگر بحث موج نو را کنار بگذاریم، احمدرضا احمدی در حوزه‌های دیگر و متنوعی هم وارد شده بود و فعالیت کرده بود و به عنوان یکی از چهره‌های تاثیرگذار جریان روشنفکری ما نه فقط در شعر بلکه در عرصه‌های فرهنگی دیگر هم موثر بود؛ مثلا یک نمونه از تاثیرات مهمی که احمدرضا احمدی دارد، در جریان ادبیات کودک و نوجوان ماست که به واسطه فعالیت طولانی او، پیش از انقلاب و در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود و تعداد زیادی از کتاب‌هایی که در عرصه شعر و داستان یا خود احمدرضا احمدی نوشته که برخی از آن‌ها بسیار تاثیر گذار بوده و در یکسری از گزینش‌هایی که در کانون منتشر شد، احمدرضا احمدی تاثیر مهمی داشت، در حقیقت یک جریانی به واسطه احمدرضا احمدی در دوران قبل از انقلاب به وجود آمد که نگاه اصلی و جریان اصلی آن، آموزش، تربیت، راهنمایی یا اصلاح کودکان، افزایش و پرورش حوزه تخیل کودکان و نوجوانان بود.»

این شاعر درباره تاثیر احمدی در علاقه به سهراب سپهری می‌گوید:« احمدی فعالیت‌های جنبی بسیار دیگری هم داشته که شاید در کارنامه کاری ایشان به چشم نیاید اما قطعا آن‌ها هم تاثیر مهم داشتند. مثلا یک تاثیری که احمدی در نسل ما داشت، شعرخوانی‌های او بود، نوارهای کاستی که او شعر شاعران مختلف را می‌خواند و بسیاری را به ادبیات علاقمند کرد و به نظر من یکی از چهره‌هایی که در موج ایجاد علاقمندی به سهراب سپهری در دهه هفتاد تاثیر داشت، آقای احمدی بود.»

او درباره جوانمرگ برخی از هنرمندان توضیح می‌دهد: «به نظر من یک مقدار مسئله اصلی ما در حوزه ادبیات این است که روابط حرفه‌ای و درستی که باید در عرصه فرهنگ در کشور ما وجود داشته باشد، وجود ندارد، این روابط فرهنگی که می‌گویم از عوامل داخل حوزه فرهنگ مثل مولف و ناشر شروع می‌شود و تا فرارتر ادامه دارد و متاسفانه این روابط درست تعریلف نشده است به همین دلیل بسیاری از هنرمندان ما حتی قبل از اینکه به مرحله اوج فعالیت ادبی و هنری خود برسند دچار جوان‌مرگی ادبی می‌شوند به همین دلیل است که از این عرصه کنار گذاشته می‌شوند و خوشبختانه این اتفاق خیلی زیاد برای آقای احمدی رخ نداد.»

احمدرضا احمدی خیلی‌ها را شیفته سهراب سپهری کرد/ او یک سر جریان روشنفکری بود

او ادامه می دهد: «بسیاری از اوقات این فاصله گرفتن به این علت است که نمی‌توانند خودشان را در بازار به درستی معرفی کنند، احمدرضا احمدی این شانس را داشت که در دوران اوج کاری خود دیده شود و دلیل اینکه از یک دوره‌ای به بعد هم کمتر دیده شد، به همان دلیل روابط موجود در این عرصه بود.»

این شاعر در پایان می‌گوید: «نکته اینجاست که اگر هنرمندان می‌توانستند یه صورت مستمر از انجام کار فرهنگی خود کسب درآمد کنند دیگر دغدغه کسب درآمد زندگی روزانه خود را نداشتند و این دقیقا نحوه پرورش هنرمند است؛ اما احمدرضا احمدی به جای اینکه در تمام امور شرکت کند و کلاس آموزشی بگذارد ناچار بود تا همین اواخر نگران حق تالیف باشد. اگر نویسندگان و شاعران ما دغدغه مالی نداشته باشند در بسیاری از رویدادها و نشست‌های فرهنگی شرکت می‌کنند. اما چون این ماجرا وجود دارد تا دم مرگ دغدغه مال دارند.»

احمدرضا احمدی را بشناسید

احمدی ۳۰ اردیبهشت ۱۳۱۹ در کرمان متولد شد و سال‌ها در حوزه، ادبیات، شعر، نویسندگی و سینما فعالیت کرد. او در زمینه شعر، موسیقی، ویراستاری و ادبیات کودک و نوجوان نیز فعالیت‌های بسیاری داشت.

این شاعر فقید توسط مرکز هنرمندان ایران به عنوان موسس و پایه‌گذار موج شعر نو و پیشگام سورئالیسم در ادبیات کودکان شناخته شده است. «سفر در شب» یکی از قوی‌ترین آثار احمدی است که به موضوع‌های اجتماعی، صلح، همزیستی، تحمل و همکاری اشاره می‌کند.

وی در زمان حیات خود موفق به دریافت جوایز زیادی از جمله جایزه ملی، فرهنگی و هنری (بیژن جلالی) برای مجموعه اشعارش در سال ۱۳۸۵ شد. اشعار وی به زبان‌های مختلفی از جمله عربی، ارمنی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی، ژاپنی و کره‌ای ترجمه شده است. «از بارانی که دیر بارید»، «میوه‌ها طعم تکراری دارند»، «هزار اقاقیا در چشمان تو هیچ بود»، «روزی برای تو خواهم گفت» و «هزار پله به دریا مانده‌ است» از آثار این شاعر است.

همچنین نخستین نمایشگاه انفرادی نقاشی‌های احمدی با عنوان «هزار اقاقیا در چشم تو هیچ بود»، اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ در گالری کاما برگزار شد.

وی در نمایشگاه‌های گروهی «۹۷+» (اسفندماه ۱۳۹۷- گالری افرند)، «دو از هزاران» (آبان ماه ۱۳۹۸- گالری الهی)، «گلگشت» (آذرماه ۱۳۹۸- گالری سروناز) و «کلکسیونر ۵» (بهمن ماه ۱۳۹۸- گالری آرتیبیشن) شرکت کرده است. دومین نمایشگاه انفرادی آثار نقاشی احمدی با عنوان «لکه‌ای از عمر بر دیوار بود» شهریور سال گذشته در گالری اُ برپا شد.

۲۴۵۲۴۵

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!